X
تبلیغات
رایتل

تلخ مثل زهر

شنبه 11 خرداد‌ماه سال 1392 ساعت 02:10 ب.ظ

تو سوپر مارکت کوچیک محل مشغول یادآوری خریدهامم که یه موقع چیزی رو فراموش نکنم ... 

یه خانم با ناراحتی وارد می شه و شروع می کنه به صحبت کردن ... صمیمی صحبت می کنه پس جزء اهالی محل ... 

شاگرد مغازه طرف صحبتشه ... ناخودآگاه توجهم جلب می شه ... 

یه موتوری وسایلش رو از دستش قاپیده ... دیگه همه کنجکاو شدن ... یکی اون وسط می پرسه تو کیفت خیلی پول داشتی ؟؟؟؟ 

می گه : کیفم رو نزد که ... نایلون توی دستم رو برد ... تو نایلونم یه بسته گوشت بود و چند تا مرغ ...  

از چیزی که شنیدیم تا پنج دقیقه هنگ بودم ...   

الان که اوضاع اینقدر خرابه وای به حال فردا و فرداها ...

 

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo

تفاوت

دوشنبه 30 اردیبهشت‌ماه سال 1392 ساعت 08:49 ق.ظ

قدیم ندیما یه نفر کار می کرد٬ ده نفر زندگی می کردن ... 

این روزها ده نفر کار می کنن که شاید یه نفر بتونه زندگی کنه ...

del.icio.us digg newsvine furl Y! smarking segnalo
1 2 3 4 5 ... 10 >>