ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
دخترک عجیب ترسیده بود
رد اشک روی صورتش بود و هق هق می زد ....
تو اون لحظه فقط من میتونستم بفهمم که چقدر ترسیده ... تمام تلاشم رو می کنم که آرومش کنم و موفق می شم ....اما خودم ناآروم می شم .... ذهنم متلاطم می شه و بر می گردم به روزهایی که نباید برگردم .....