ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
مرا دوست داشته باش؛
در امتداد زمان
از شکوفه باران درختها
تا عرق ریزان گلها
از خش خش زرد و نارنجی ها
زیر قدمهای دخترکان عاشق
تا نفس های گرم پسرک
روی دستهای از سرما قرمز شده معشوقش ...
من را دوست داشته باش؛
اندک و فراوانش مهم نیست
من را در گذران فصل ها
همچون روز اول دوست داشته باش
با هر بوسه
حسی شبیه اولین بوسه را در رگهایت حس کن
و با هر بار دیدنم
باز
فکر کن
که معشوقت حتما
از جایی جز زمین آمده ...
من را دوست داشته باش؛
در امتداد شب های طولانی
و روزهای نگذشتنی ...
من را دوست داشته باش؛
دوست داشتنت همان دلیلی است
که شکوفه میرویاند
و برگ میریزاند.
دوست داشتنت
همان دلیلی بوده
که تا به حال
من را بند زمین و زمان کرده ....
فاطمه جوادی
اردیبهشت را باید لباس نو پوشید
پیراهنی گلدار از جنس بهار
از جنس شکوفه های گیلاس
با طعم توت فرنگی و عطر یاس ...
اردیبهشت را باید یاری برگزید از جنس برگ های سرو ماندگار
اردیبهشت را باید بی دغدغه سر کرد
دوشی از شعف گرفت
و به میزبانی بوسه و چای بهارنارنجی دوستانه رفت
اردیبهشت را باید خوش رو بود و پر خنده
اردیبهشت را باید عاشقی کرد.
همین
و تمام ...**^