ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
با من قدم بزن حالا که با منی
حالا که بغضی ام حالا که سهممی
با من قدم بزن می لرزه دست و پام
بی تو کجا برم بی تو کجا بیام
دست من و بگیر کنار من بشین
من عاشق توام حال من و ببین
از دلهره نگو از خستگی پرم
بی تو می شینم و روزها رو می شمرم
هر جا بری می یام دلگرم و بیقرار
بی من سفر نرو تنهام دیگه نذار
تو با منی هنوز عطر تو با منه
فردا داره به ما لبخند می زنه
بی تو برای من فردا پر از غمه
بی تو هوا پسه دنیا جهنمه
دست من رو بگیر تو اوج اضطراب
بازم من و ببر با بوسه ای به خواب
با من قدم بزن تو این پیاده رو
من عاشقت شدم از پیش من نرو
هر جا بری می یام دلگرم و بیقرار
بی من سفر نرو تنهام دیگه نذار
تو با منی هنوز عطر تو با منه
فردا داره به ما لبخند می زنه (لینک)
از صبح هی دارم سعی میکنم
واسه پست پایینیت کامنت
بذارم نشد..الان دیدم
پست عوض شده..
بازم نمی تونم..
دوباره میام...
یاحق...
تو با منی هنوز عطر تو با منه
فردا داره به ما لبخند می زنه
ای جانم
مرسی هاله... چقدر این شعر توی این داغی تیرماه چسبید
خنک بود اصن
سلام هاله بانوی مهربان ...
آمده بودم برای پست نقاشی برایت بنویسم ....می دانم که می دانی هاله جان .برای کشیدن نقاشی ..لرزش دستانت را چاره هست ...این دل است که نباید بلرزد ...که نمی شود که نلرزد..آسمان همیشه آبی هست ...گاهی که سنگینی کوهها روی دوشمان می افتد ناخودآگاه سرمان هم پایین می آید ...باید بعضی وقتها و بعضی جاها این بار را زمین بگذاری ..و آسمان را و روح زندگی را ببینی ...آسمان روح دارد ..مگر نه اینکه که هر کس که می رود در آسمان جای می گیرد ..بس آسمان خانه ی همه ی روحهای عزیز و پاک است ...دل هم زخم اگر می خورد ..اگر می شکند ...باز هم تنهایم نمی گذارد ..بس بی انصافی است که ما بی خیال تپیدن هایش شویم ...می دانم که می دانی چه می گویم ....
و چه می دانیم ما ..شاید گاهی هم کوهها از این همه بار امانت و محکم بودن و ساکن بودن خسته می شوند ...بعضی وقتها باید شکست ..خرد شد ...
نقاش که باشی ...حتی اگر بارها و بارها کاغذهایت خط خطی و سیاه شوند ..دوباره و دوباره می کشی ...تا روزی نقشی زیبا شود ..و شما بی شک نقاش خواهی ماند ..
روز و روزگارت برقرار بانو ..
عاشقتم هاله. در راه پرپر نمودن مایی ها
این فقط یک شعر ساده است و بس... وقتی اویی که باید باشد نیست... نیست... نیست...
خیلی آهنگ قشنگیه...
نخصوصا وقتی کسی رو به یادت بیاره که...
و باز هم پخش اهنگ وبلاگ و رفتن رو مُخ !
بی من سفر نرو تنهام دیگه نذار
تو با منی هنوز عطر تو با منه
فردا داره به ما لبخند می زنه
هاله جانم...زندگیت پر از لبخند..
شعر قشنگی بود .
خیلی ...............
وچقدر زمزمش میچسبه
مخصوصا وقتی آدم دلش تنگ باشه.
دقیــــقا از دیروز تا حالا این
آهنگ رو ریپـــــیته و بی
وقفه دارم میگوشمش
دوسِـــــــش داشتم
مرســــــی عزیزم
یاحق...
سلام دوستِ عزیز
وبلاگ گروهی کارخوب برای انجمن های مختلفش اقدام به عضوگیری کرده ، شما میتونید منت سرِ ما نهاده و با کیلیک روی آدرسی که ارائه شده از مفاد انجمنِ فرهنگی اجتماعی آگاهی یافته و عضوِ انجمنِ ما بشید
سلام دوستِ عزیز
وبلاگ تکی باغ بی برگی خوب برای انجمن های مختلفش اقدام به عضوگیری کرده ، ما میتوانیم منت بر سر شما نهاده و با کیلیک روی آدرسی که ارائه شده از مفاد انجمنِ فرهنگی اجتماعی آگاهی یافته و عضوِ انجمنِ ما بشید
سلام هاله
عاشق این آهنگم خیلی حس قشنگو غمگینی بهم میده
هاله جانم
میخواستم با اجازه ات به فرشتهء عزیزم بگم دلی که نلرزه که دیگه دل نمیشه. فقط باید سعی کنی آرامش کنی. نگذاری لرزان بماند.
دستهایت را قوی و دلت را محکم و لبت را پر خنده و آسمان زندگی ات را آبی آبی آبی میخواهم هاله بانوی مهربانی ها