ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
خیابون تنگ و پر از ترافیک ...
آمبولانسی که تمام سعی اش رو می کنه از بین ماشین ها راه خودش رو باز کنه ...
۲۰۶ که پشـــت آمبولانس حرکت می کنه ... ناراحتــی و چشهای سرخـــش نگرانیش رو برمــلا می کنه...
نفس های بریده بریده شده من ...
آمبولانس ظرف چند لحظه ناپدید می شه ... حتی صدای آژیرش هم دیگه نمی یاد ...
یه کلاغ به راحتی کنار باغچه نشسته ..
نتیجه چند لحظه استرس قطره های اشکی می شه که هر قدر تلاش می کنم نمی تونم مانع چکیدنش بشم ...
من هنوز ...
ای جانم
قلبم آتیش گرفت هاله
سلام هاله صادقی...
هاله...
سلامم هاله جانم
فقط سلام جون خواهر...
چقدر درد داشت این پستت
..چه لحظه های پر تپشی !!
..مانع چکیدنش نشو هاله ام..
بزار غمت ذوب بشه بریزه بیرون
به آرامش بعدش نیاز داری..
هاله هاله هاله جانم
دستم لرزید.......
دلم لرزید......
لرزید........
یاحق...
هاله جان بگو ما هنووووووووووووووز
عــزیــزم ...
سلام
هاله بانو میخوام یه جور دیگه ای جمله ات رو تموم کنم
من هنوز میتونم زنده باشم و زندگی کنم با همه سختی ها و ناملایمتی هاش
لایک به کورش
هاله این صدا و این تصویر فقط حال تو رو دگرگون نمیکنه...من هم با شنیدن صدای آژیر آمبولانس یا ماشین آتش نشانی دلم میریزه و بغض میکنم...
تو هنوز از یادت نرفته و از یاد ما هم...از یادت نخواهد رفت و از یاد ما هم...اما تو ادامه میدی...چون زندگی ادامه داره...پس خوب ادامه بده عشق مولول
هاله جانم نمیتونم چرا حتی نمی تونم دلداری بدم