ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
دیشب شب سنگینی بود ... الان چند شبی هست که خیلی بد و سنگینه اما دیشب ...
حالت خوب نبود می دونستم ... می تونستم درکت کنم
اشکهات مهار نشدنی بود وقتی دستم رو آوردم که اشکهات رو پاک کنم چشمهات رو بستی و سرت رو برگروندی
همین که آه کشیدی گفتی خدایا یه لحظه تنهام بذار می خوام ناله کنم نمی خوام آهم دامن کسی رو بگیره ... با این جمله ات بغضم ترکید ... درد تو صدات دلم رو خون کرد ...
می دیدم دعا می کنی ... همه رو دعا کردی وقتی به خودت رسیدی گفتی خودم ... اما ساکت شدی گفتی مهم نیست بقیه رو دریاب ...
اونقدر اشک ریختی که خوابت برد اما تو خواب هم پریشون بودی ... تو خواب داشتی برای عزیز ترین عزیزت ضجه می زدی ... چند بار از خواب بیدارت کردم اما کابوست به محض چشم رو هم گذاشتنت بر می گشت ...
خدا کنه زودتر آرامشت رو به دست بیاری بانوی من ...
سلااااام
ایشالله که همه چی درست میشه...
سلام
..........................
خدا کنه
هیچ وقت بلاگ اسکای رو به خاطر کمبود آیکون هاش نمی بخشم
امیدوارم آرامش بهشون برگرده .
به همه اونهایی که بی قرارن آرامش برگرده الهی
چی بگم دلی ....
همیشه حرفهای هست برای نگفتن ....
آرامش
چه واژه ی غریبی شده این روزها
با اینکه همه مان یه جورایی هر روز به کار میبریمش
دلت آرام هاله جان
راستی..حال همبازی بچگی هایت چطوره ؟..
غریب تر از غریب تیراژه .....
.
.
.
هر روز رو به بهانه امروز می گذرونه تیراژه
بعد از جراحی چشمش هنوز یه کمی مشکل داره که این مشکل اضافه می شه به مشکلات نداشتن طحال پانکراس لوزالمعده و البته بخشی از روده
چی بگم؟ادم گاهی اوقات حرف کم میاره...
درست میشه انشالله هاله جان. درست میشه. همه چی باید درست بشه. به قول تیراژه ارامش واژه ی غریبی شده، ولی درست میشه. ما ادما باامید به بهتر شدن اوضاعه که زنده ایم. پس امیدوار باش هاله جان. بالاخره خدا مجبوره که صداهامونو که میشنوه جواب بده
مجبوره جزیره؟؟؟؟
شک دارم ها
نمیدونم چی بگم هاله جان فقط اینکه امیدوارم روزای تلخ یه روزی تموم بشن...
دلت آروم هاله بانو
ارامش گمشده بزرگ انسان امروزی. خیلی شعاری بود میدونم ولی یه واقعیت تلخ هست که همه کم و بیش باهاش آشنا هستن.
سلام هاله عزیزم...
...بقول دوست عزیزی که می گفت...بیقراری و ناآرومی...خودش گاهی یه دریچه ایست برای ورود به یک مرحله دیگه ای از زندگی...یه دوران گذار که همیشه معمولا درد و سوز داره...
..براآرامش همه مون دعا میکنم نازنین...
الهی که ارامش بهشون برگرده و آروم و بدون اشک سر به بالین بذارن
آروم باش تو هم خواهر کوچیکه
دلم گرفت
شاملوی عزیز می گه:
چیزی به صبح نمونده
غصه نخور دیوونه
کی دیده شب بمونه
آخی دلم گرفت
خورشید دوباره خواهد درخشید زود خواهی دید
چطوری عزیزم؟
ایشالله همیشه درست بشه و آرامش برگرده
امیدوارم...
وضعیت خیلی خیلی بدیه
آرزوی آرامش دارم براش
امیدوارم همه چی درست بشه...
خواب های بد دیگه نبینه...
اروم بشه...
اصلا باور کردنی نیست هاله بانو
خیلی غیر قابل تصوره یه چنین بیماری واسه یکی تو این سن.
خدا واقعا کمکش کنه الهی