ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
دستم بگیر
دستم را تو بگیر التماس دستم را بپذیر
درمانی باش پیش از آن که بمیرم
آوازی باش پرواز اگر نهی
همدردی باش همراز اگر نهی
آغازی باش تا پایان نپذیرم
گلدانی باش گلزار اگر نهی
دلبندی باش دلدار اگر نهی
سبزینه باش با فصل بد و پیرم
از بوی تو چون پیراهن تو
آغشته شد جانم با تن تو
آغوشی باش تا بوی تو بگیرم
لبخندی باش در روز و شب من
درهم شکست از گریه لب من
بارانی باش در این تشنه کویرم
آهنگی باش در این خانه بپیچ
پژواکی باش از بگذشته که هیچ
آهنگی نیست در نایی که اسیرم ...
پی آهنگ نوشت: این آهنگ رو ابر چند ضلعی یادآوری کردند
بدون شرح
اول....
آفرین مهربان جونم
جایزه شما مهمون کردن من کنار سفره افطارتونه
این عکس گذر زمانو خیلی خوب نشون میده ....
حس قشنگیم داره
دو کلام هم از عروس خانم خوش صدا
عزیزم
یه روز اون پایینی
یه روز اون بالا
زنجیره روزگار و سرنوشت
..واااای چقدر هم روحیاتشون بهم نزدیک میشه !!
...مرررسی هاله عزیزم..
سلام مامانگار بلاگستان
حالتون چطوره؟؟؟؟
این عکس به نظرم خیلی خاص اومد
پیری میرسد آخر ز ِ راه
گاهی فکر می کنم فرصت نمی شه پیر خودم رو ببینم
حس قشنگی داره
منو یاد یه چیزی انداخت
یاد چی؟؟؟؟
راستی سلام
خوش اومدید
ای آتیش پاره...

تیکه رژیمی می ندازی؟..
مگه ما که رژیم داریم دل نداریم هاله؟..
خوبی عزیزم؟..
چه عکس خوشکلی..
من و تیکه خدا منو بکشه الهی
شما دلداری عزیزم
من خوبم مثل همیشه
گذر زمان لحظه نهایی سرنوشت نقطه مشترک ....
میبینید این دوتا چه با هم رفیقند؟!
حالا ه ی بگید دچار شکاف نسلها شده ایم!
ولی جدی... عبور و رفقت رو از دروازه ی زمان نشون میداد
دروازه زمان .....
چه تشبیه جالبی تیراژه
قربوووون دستای جفتشوووووون
قربوووووووووووووون تو
چه حال عجیبی داره این عکس
یعنی به جز دست هاشون دل های گره خورده هم دارند؟
یعنی همدیگرو به درک نکردن محکوم نمی کنن؟
حالا تا همین حدش هم کلیه
همین که دست های همدیگرو گرفتن...
یکی با دست های چروک خورده و انتهای راه
یکی دستهای نرم و ابتدای راه
سلام هاله جان:

آخی!
چه عکس خوشگلی
حس خیلی خوبی بهم میده
منم حس خیلی قشنگی رو با دیدنش پیدا کردم
او رفت من متولد شدم×!
یه زمانی اون دست پایینیه مال ما بود،
و یه زمانی میرسیم به اون دست بالاییه!
یعنی میرسیم؟؟!!!
الاهیییییییی واااایییییییییی نازییییییییی
یاد اقاجونم خدا بیامورز افتادم وقتی دست برادرزادمو گرفت
گذر عمر در یک عکس
سلامم هاله جانم
چه حس ناب و دوست داشتنی داشت...
عاشق هر دوی این دستها هستم
یکی اول راه و اون یکی آخرش... و چه قدر قشنگ و زیبا دست های هم رو گرفتند ... اما نمی دونم کدوم یکی داره به اون یکی یاد میده که زندگی یه بازیه؟
سلام.
عکس خیلی قشنگیه
خوشحال میشم تبادل لینک کنیم
وااای
چقدر از پیری می ترسم
دست این کجاااا اونکی کجاااا
خیلی ترسناکه پیری
چه جالب من هم این عکس زیبا رو تو وبم گذاشته بودم
- خوب کردی که بدون شرح گذاشتی...
دست گرفتن از اون چیزاس که شرح نمیخواد...شرح کمش میکنه...فرقی هم نمیکنه دست یارت باشه...یا دست دوستی که غمگینه و میخوای آرومش کنی...یا دست لرزون کسی که بغض کرده یا ترسیده...یا دستی که قلاب شده توو دستت واسه رقصیدن...
دست گرفتن خود شرحه...
- یاد آهنگ "دستم بگیر" فرامرز اصلانی افتادم :
http://s2.picofile.com/file/7114245806/faramarz_aslani_dastam_begir.mp3.html
باور کنید هیچ چیزی به این اندازه خوشحالم نمی کنه که نظراتم رو باز کنم و ببینم ابر چند ضلعی حضور داره ...
این آهنگ رو خیلی دوست دارم ... آهنگ های اصلانی پیوند من بتا گذشته است .. گذشته ای که مرتبا دارم ازش فرار می کنم
الان آهنگ رو به پست اضافه می کنم بازم ممنون
درود
در وبلاگم درد پارسیان می گویم .
پیوندتان دادم.اگر مایلید پیوندم دهید تا درد پارسیان بیشتر دیده شود.
منتظر نگاه سبزتان هستم.
سبز باشید و پایدار ...!
همیشه با دیدن این عکس اشکی میشم هاله...وقتی که دستای یه بچه اینقدیه محکم میچسبه اون دستای چروکیدهٔ مهربون رو...اما وقتی بزرگ میشن دستای کوچیکش،اون دستای پیرتر از قبل رو از خودش میرونه و یادش میره که همین دستا بلندش کردن و راه رفتن رو یادش دادن.....
واسه پست بالاییت دارم مینویسم
می دونم واسه مخاطب خاصته
اما خواستم بگم خیلی خیلی
قشنگ نوشتی ی ی ی ی
خیلی زیبا بود....بخصوص
اون شعر آخری خیلی
تو تکمیل کلومت موثر
بود...این جملت هم
زیبابود: بی ارزشه
صحبت با انسان
ترسو بااااغرور
نا بجا.مرسی
یاحق...
خیلی خیلی زیبا بود این عکس ونیاز به هیچ تعبیری نداشت