تو می دونی اگه از من جدا شی منم که سمت تو میرم همیشه مسیر جاده بازه روبم اما برای دل بریدن از تو دیره کسی که رفتنو باور نداره اگه مرد سفر باشه نمیره . لعنت به این زندگی مهران نه خوب نیستم ...
نمی دونم چرا بقیه فیدبک منفی گرفتن... یادش بخیر ... یه زمانی یه نفر بود که خیلی دوستش داشتم و بهش گفتم دارم از تو به خودت پناه میارم ...!اونم گفت به من نه، به خودت پناه ببر ...من حس الان تو رو درک میکنم هاله ی عزیز ...
سلام خیلی خوش اومدید یه زمانی بود یعنی الان دیگه نیست ؟؟؟؟ فکر کنم منم باید راه شما رو پیش بگیرم
نه الان دیگه نیست ... هم من و با اون همه عشق و دوست داشتن ترک کرد و هم این دنیای مزخرف رو ... نمی دونم شاید من هم به همون مزخرفی بودم که دوتامون و با هم ترک کرد ...
اول
خسته نباشید اگه به جای این همه اهتمام ورزیدن برای اول شدن یه کم مسئولیت پذیر بودید تا الان یه نامزدی دعوت شده بودید
به سمت تو سرازیرم همیشه....
زندگی ولی نمی ذاره.
خوبی؟ من همیشه هستم. کم! ولی هستم
تو می دونی اگه از من جدا شی
منم که سمت تو میرم همیشه
مسیر جاده بازه روبم اما برای دل بریدن از تو دیره
کسی که رفتنو باور نداره اگه مرد سفر باشه نمیره
.
لعنت به این زندگی مهران
نه خوب نیستم ...
ای وای مگه ته دره ای
بچه های بلاگستانو خبر کنم؟
ای داد هاله....
سلام نینا جونم
ته ته دره ام
نه بابا بقیه رو چرا تو دردسر می ندازی دختر
سلاممم جان خواهر
راست گفتی گاهی نمیشه...
جان خواهر ............
راستی پست قبلت هم عالی بود
فدای تو عزیز خواهر
هاله جون این روزها درگیری با خودت و احساساتت ها

درضمن دارم آهنگ رو گوش میدم تا بهتر حست رو بگیرم
درگیر نیستم دلی پدر کشتگی دارم ...
به سوی تو سرازیرم همیشه
چه قدر راه های بی برگشت صعب العبورند!
سلام
خوش اومدید
راست می گید بدم صعب العبورند
من از آن روز که در بند توام آزادم !
آزادی .....؟؟؟؟؟
هاله بانو
اینکارا چیه
چی شده؟
چیزی نشده عزیزکم فقط هاله بانو قاط زده
هی وای من !
هان ؟؟؟؟
دیوانه ندیدی تا الان محمد؟؟؟؟
یکم دوروبرتو نگا کن هاله ،همیشه یه راه س برای برگشت ...
همیشه میشه برگشت ...
من نمی خوام برگردم کیانا
این همه سال نرفتم که برگردم ...
برنگرد هاله جانم!
این راه بی راهه نیست...زندگی سازه.
آنا .........................
گاهی سقوط میکنیم تا جاذبه رو یاد بگیریم!
تیرازه این یادگیری خیلی درد داره ...
نمی دونم چرا بقیه فیدبک منفی گرفتن... یادش بخیر ... یه زمانی یه نفر بود که خیلی دوستش داشتم و بهش گفتم دارم از تو به خودت پناه میارم ...!اونم گفت به من نه، به خودت پناه ببر ...من حس الان تو رو درک میکنم هاله ی عزیز ...
سلام
خیلی خوش اومدید
یه زمانی بود یعنی الان دیگه نیست ؟؟؟؟
فکر کنم منم باید راه شما رو پیش بگیرم
هاله شعری که توی کامنت مهربان نوشته بودی آهنگه؟؟
خیلی ناز بود!!!
حتی اگه تو از من برگردی،من مثل کنه بهت چسبیدم!!!
درستش کردمااااااا!!!!
آره عزیزم برای مهران یه تیکه دیگه از شعر رو نوشتم
این متن یکی از شعرهای داریوشه
قربونت برم من
خوب است نداشتن ِراه
برگشت یانه به نظرت؟
من هنوز بجواب این
سوال نرسیدم
یاحق...
منم تو کف جوابم آوا جان
.
.
.
آوا چه جوری اینجوری می نویسی؟؟؟
اینجا هم خوب است. کوچ کردن که گریه نداره!!!
به به رسیدن به خیر جناب حکایه
حالتون چطوره؟؟؟
راه پیش رویت روشن باشد...
سلام
خوش اومدید
ممنونم
به سمت تو سرازیرم همیشه ...
به به آقای پیرزاده هم داریوشی هستند
نه الان دیگه نیست ... هم من و با اون همه عشق و دوست داشتن ترک کرد و هم این دنیای مزخرف رو ... نمی دونم شاید من هم به همون مزخرفی بودم که دوتامون و با هم ترک کرد ...