ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 |
تو تموم این روزها یه جوری از زیر بار دیدنت شونه خالی کردم ... دلم نمی خواست اینجوری ببینمت٬اما امروز دیگه نشد راستش رو بگم ترسیدم٬ترسیدم که شاید دیر بشه ...
دیدنت رو تخت بیمارستان خیلی دردناک بود خیلی احمقانه بود اما دلم می خواست وقتی می بینمت مثل همیشه خندون باشی
سعی کردم بخندم خوش اخلاق باشم از همه جا حرف زدم از خاطرات گذشته گرفته تا اتفاقات قشنگ آینده اما نگاهت بدجوری یخ زده بود ... وقتی برگشتم خونه ساعت ها اشک ریختم با این وجود دلم می خواد برخلاف حرف دیگران امیدوار باشم
می دونم خسته شدی می دونم ترسیدی اما نوید همبازی بچگی های من طاقت بیار ...
سلام عزیز دلم. دیدن کسی که آدم دوسش داره اونم رو تخت بیمارستان خیلی سخته.
امیدوارم هر چه زودتر خوب شه.واسش دعا میکنم.از ته دلم.
یا طبیب من لا طبیب له
سلامم هاله جانم
خااایا بهش کمک کن..از عمق دلم بود..چون دلم لرزید هاله جان
امیدوارم زود خوب بشه
زوده زود
سلام هاله جونم....
خودم این روزا خرابم و نخواستم تو رو خرابتر کنم...اما سکوتم شکست...مثل بغضم....
عزیز دلم...دعا میکنم که خوب بشه حالش....که خوب بشه حالت....که همه دلاشون آروم و شاد باشه.....که دیگه کسی دلش نلرزه از غم دیدن یه دوست.........
خیلی خیلی خیلی سخته
خداکنه خوب بشه حال
ایشون.از ته اعماق
وجودم واسشون
دعا می کنم...
سلامتیشونو
بدست بیارن
یاحق...
سلام هاله بانو جونم
فک کنم باید پسر داییت باشه نه؟؟؟امیدوارم هرچه زوودتر خوب بشه ...اینو از ته دلم گفتم چون خودم همچین دردیو کشیدم ...قطره قطره اب شدن کسی که دوسش داری واقعن سخته ...
براش خیلی دعا میکنم...
و راجع به خودت : با حرفای یاور خان تو پست قبلی کاملن موافقم ... حالا بلند شو...دستتو بذار رو زانوهاتو پاشو حتا اگه پاهات شکسته ....تو میتونی ...مطمئنم هاله ...
این جور وقتا لالمونی میگیرم هاله
امیدوارم همبازی بچه گیات خوبه خوب بشه
بشینه روبروت با هم یه دست پاسور بازی کنین و از این روزا بگین و تو دلتون مطمئن باشین که قدر همدیگه رو میدونین...حالا روزگار هر بازی ای که میخواد داشته باشهپگلم میدونم روزای سختیه..مواظب خودت باش هاله بانوی من
عزیزممم
واقعا سخته درکت میکنم
امیدت به خدا باشه ایشا.. خوب میشه..
من واسش خیلی دعا میکنمم
برای تو و دوست عزیزت تحمل و شکیبایی آرزو میکنم.
سلام عزیزم..هاله جان ممنونم که احوالپرسم بودی نازنین..
..نمیدونستم اینقدر غمگینی !..حالا چرا ناامیدی عزیز؟؟!!...
..خداروشکر جوونه و توانا !!...مطمئنم میتونه مقاومت کنه و به سلامتی برگرده !!...البته بشرطی که دوستای خوب و همدلی مثل تو..بجای غم و غصه خوردن..مرتب دورش باشن و بهش روحیه بدن نازنین...
...باید روحیه بالایی داشته باشید تا روش اثر مثبت بگذاره..و بیماری رو مغلوب کنه !...همیشه ایمان و امید هست که راه رو باز میکنه !..ماهم دعا میکنیم!...
..
سلام مامانگارم
خوبید؟
متاسفانه مامانگار جون ما قبلا تجربه این نوع بیماری رو داشتیم شاید به خاطر همینه که همه این جوری خودمون رو باختیم
همه از همین الان دارن گریه و زاری می کنن حق می دم به خدا اتفاقات داره دوباره تکرار می شه ... می خوام محکم باشم و بگم همه چیز برخلاف اون چیزی که اونها دارن تصور می کنن اتفاق می افته می خوام بگم جوونه و تحمل می کنه اما از پسش بر نمی یام خیلی سنگینه ... من اینقدر قدرت ندارم ... دیروز نگاهش رو دیدم بیشتر ترسیدم آخه خیلی سرد بود مامانگار ...
خیلی زود خودش رو باخته ...
هاله جان دو روز نیومدم بهت سر نزدم چی شده عزیزم
چرا غمگینی کی بیمارستانه چی شده ؟؟؟؟؟؟؟
خاطره های کی رو می خوای فراموش کنی ؟؟؟
الان من واقعا باید علم غیب داشته باشم که بدونم این کامنت بی نام و نشون رو کی گذاشته؟؟؟؟؟
براش دعا میکنم امیدوارم حالش هرچه زود تر خوب بشه
سلام
کاری که از دست ما برمیاد فقط دعا کردنه
ولی شما میتونی علاوه بر دعا کردن کنارش باشی و بهش روحیه بدی
ایشاا... که خوب میشن
سلام هاله جان
امیدوارم که زود خوب شه
خیلی دعا میکنم واسه ی همبازی بچگی هات...
با غصه خوردن که چیزی عوض نمیشه...
ایشالله که همه چی درست میشه زوده زود...
داریخما یاخشی یامان روزگاریمیز گئچه جک
بو بئش گون عمره گوره روزگاره یالوارما
سنین ده بیر گون اولار نو بهارین ای بلبل
خزان جفاسینه صبر ائیله خاره یالوارما
---------------------------------------------
پریشان و نگران نباش روزهای بد و خوب هر دو می گذرند
که 5 روز عمر بشری ارزش التماس کردن به روزگار و غصه خوردن ندارد
روزی نوبهار برای تو هم فرا می رسد ای بلبل
بر جفای خزان صبر کن و از خار منت نکش
چون می گذرد غمی نیست
می گذره عزیزم؛ نگران نباش
زندگی غم های بزرگ و شادی های کوچک است (چارلی چاپلین)
در ضمن خوشحالم که امیدوارتر از بقیه ای!
بزار برات بگم که حق داری ناراحت بشی؛ اما حق نداری ناامید بشی؛ یعنی هیچ وقت این اجازه رو بهت نمی دم.
بهت تبریک می گم که وقتی همه ناامیدند؛ تو امیدواری!
این خودش خیلیه
سلام هالهی عزیز
از صمیم قلبم متاسفم. بیشتر برای نگاه سرد نوید. امیدوارم تحمل کنه و این ترس و نا امیدی رو از دل فامیل شما پاک کنه.
اما تو قوی باش؛ باز هم به دیدنش برو. برو بگو بخند. برو و کلی از آینده براش بگو اونقدر که خودت و اون هر دو باور کنین این آینده وجود داره. برو و تنهاش نذار. تنهایی زودتر از پا میندازتش. بودن افراد نا امید زودتر داغونش میکنه. برو و امید و گرمی رو به چشای سرد و بی روحش تزریق کن. برو و این بی روحی سنگین روزای بیمارستان رو براش رنگی کن. میدونم حرفایی که میزنم سخته. میدونم آزار می بینی. میدونم ممکنه هربار ساعتها اشک بریزی ولی آروم میشی و من فکر میکنم اوضاع بهتر میشه. مطمئنم خدا کمک میکنه.
خدا همیشه میخواد کمک کنه؛ همیشه میخواد معجزه بفرسته ولی وقتی آدما حتی خودشون باور ندارن و منتظرش نیستن معجزه هم معنا نداره. امیدوار باشین تا خدا به احترام اون دل امیدوار و منتظرتون معجزه رو براتون معنا کنه. خدا بزرگه خیلی...
دعا و آرزوهای خوب تنها کاریه که از دستم برمیاد. براتون دعا میکنم.
بیماریش چیه!؟ سرطانه!؟ Ms!؟ خب باشه بازم راه داره
بازم می شه خوب بشه
البته اگه بخواد و اگه بخوای و اگه به ناامیدی اجازه ندی نفس بکشه؛ توی این دنیا هیچ مشکلی نیست که نشه حلش کرد.
فقط باید باور کنی و صبر و تلاش!
سلام نمیدونم برای چه کسی نوشتی
اما ایشاله خوب بشه به زودی
منم داداشم اول فروردین تا آخر فروردین تو بیمارستان بود و هنوز کاملا خوب نشده
میدونم چی میگی خیلی سخته
این موضوع هر روز جلوی چشمامه و کاری نمیتونم بکنم
خدا همه مریض ها رو شفا بده
براش دعا میکنم ایشاله زودتر به خونه برگرده و خوب بشه
میدونم که دعای من دردی رو دوا نمیکنه اما خوب بازم دعا میکنم
انشاا... بزودی خوب میشن
امیدوار باش
براشون دعا میکنیم